تبليغاتX
یک وبلاگ زیبا وپرهیجان تقدیم به نوشین - مي گريزم از تنهايي از سرنوشت از سرنوشتي که تمام روياهاي مرا نابود مي کند
عشق یعنی رسیدن به انچه که می خواهی

مي گريزم از تنهايي از سرنوشت از سرنوشتي که تمام روياهاي مرا نابود مي کند مي گريزم مي گريزم نمي فهمند مرامي گريزم چون نمي بينند مرا نمي دانم شايد بمانم نابود مي شوم به مانند گلداني که هر هفته بايد ابش داد اما نمي دهند هفته اي يک بار هفته اي يک بارلگد مالم مي کنند هفته اي يک بار نابودم مي کنند مي گريزم اما به زودي باز مي گردم

 

نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمي خواهم بدانم كوزه گد از خاك اندامم چه خواهد ساخت ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتك سازند گبويم سوتك باشد به دست كودكي گستاخ و بازي گوش واويك روز پي در پي دم گرمي خودش را سخت بقشارد بدين سان بشكند درمن سكوت مرگ برم را

شاعرم درد را قهميده ام.... ناله شب گرد را فهميده ام ..... در خزان صدايت اي نازنينم ....شعله ي زرد را فهميده ام.....در زمستان با حظئر گرم تو....دستهاي سرد را فهميده ام....ميشوم با قطره ي اشكت سبك....شاعرم من درد را فهميده ام....

شانه هايت تكيه گاه قربت خاكسترم كن تا قدري در پناه وجودت بياسايم

در تنهايم نشسته ام و قلم در دست گرفته ام با روح سرگردان و پريشانم براي تو مي نويسم هد چند نشانيت را نمي دانم . اي ستاره ي روشني شبها گرما بخش روزهاي سرد بي پناهي بيا بيا وچهره ي نو رانيت را بر من بنما و به دلم نور اميد بده.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 2:35  توسط احمد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ تقدیم میشود به نوشین

نوشته های پیشین
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
دوستی
پیوندها
ahmad
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان